محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
187
آيين شهردارى ( فارسى )
و معمولا آن را بر دكهء محتسب آويزند تا مردم ببينند و دلهاى تباهكاران بلرزد و اهل تدليس بترسند و از تزوير ابا كنند . اگر زناكارى بكر ( مرد زن ناگرفته ) را نزد محتسب بياورند بايد او را صد تازيانه در ملأ عام بزند ، چنان كه خداوند فرمود : « گروهى از مؤمنان بايد ناظر عقوبت زناكاران باشند » « 1 » و اين كيفر در مورد كسى است كه بالغ و عاقل و مختار باشد ، خواه مسلمان باشد يا ذمى يا مرتد . مرد به هنگام حد يا تعزير بايد ايستاده باشد و دراز نكشد و صورت و سر و فرج و خاصره و ساير جاهايى كه خطر هلاك دارد بايد از ضرب مصون باشد و نبايد برهنهاش كنند بلكه پيراهنى بر تن داشته باشد و اگر جامهء حشودار « 2 » يا كركى پوشيده باشد درمىآورند تا مانع ضرب نباشد . ضرب شلاق بايد به وسيلهء مردان انجام گيرد و موجب زخمى كه ايجاد خونريزى كند نباشد ، اما زن را به حال نشسته و با ازار بايد شلاق زد و جامههاى خود را نيز بر تن داشته باشد تا تنش پوشيده ماند . گفتيم كه كيفر مرد زناكار اگر بكر باشد صد تازيانه است ليكن اگر متأهل باشد عقوبتش سنگسار كردن است . چون بخواهند زناكار را با ثبوت زنا رجم كنند بايد چاهى بكنند و او را در وسط چاه قرار دهند تا نگريزد و اگر بگريزد بگيرند و سنگسار كنند تا بميرد . اما اگر زناكار خود اقرار كرده باشد و بخواهند رجم كنند حفر چاه لازم نيست و اگر بگريزد دنبالش نمىكنند . زن باردار را نمىتوان حد زد مگر پس از وضع حمل ، به شرط آنكه براى بچهاش زن شيردهندهاى پيدا شود .
--> ( 1 ) - قوله تعالى : « وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ » . ( قرآن سورهء 24 « نور » آيهء 2 ) . ( 2 ) - متن : محشوة ، مىتوان لايىدار معنى كرد و آن جامهاى است كه ميان آستر و ابرهء آن پنبه يا پشم يا پارچه قرار مىدهند .